X
تبلیغات
گوزنها
چرا گوزنها؟.............
مدت ها بود در پی این بودم که علت نهادن نام "گوزنها" بر فیلم کیمیایی را دریابم....مخصوصا که عده ای سعی داشتند با تغییرات هجایی گوزنها را به شکلی دیگر تلفظ کنند....از سویی دیگر دوستان بسیاری هم که از شدت ارادتم به مسعودخان اگاه بودند مدام از من میپرسیدند تو که اینقدر سنگ کیمیایی را به سینه میزنی و زیر علمش به سر و سینه میزنی به ما بگو چرا اسم این فیلم گوزنها است...اصولا گوزنها چه ربطی به جریان و محتوای این فیلم دارد....به همین خاطر از بسیاری از اساتید سینما در اصفهان و تهران جویای این مطلب شدم اما هیچکدام از جواب ها قانع کننده نبود....از سویی دیگر این امکان برایم فراهم نشد تا خدمت خود استاد کیمیایی شرفیاب شوم...تا این که در یکی از جلسات نقد فیلم در اصفهان به محضراستاد ز.ق که یکی از پسشکسوتان اهل قلم و مریدان بی چون و چرای سینمای کیمیایی است و مدتها همراه استاد و همگام با وی خاک صحنه خورده و صدها نقد در ماهنامه فیلم بر اثار مسعود کیمیایی نوشته است رسیدم ...ایشان با ان صبوری و متانت همیشگی علت گذاردن نام گوزنها را اینچنین بیان کردند..........اصولا مسعود هدف خاصی را برای نام نهادن بر روی اثارش دنبال نمیکند و بیشتر از هر چیز به گرافیک و هجای اسم اهمیت میدهد کوچک بودن و جمع و جور بودن هم ظاهرا خیلی برایش مهم است اما دغدغه های بیش از حد شخصی او این اجازه را به ما نمیدهد که دنبال وجه تسمیه ی اثار او بگردیم و چرایی نامگذاری بر فیلمهایش را درک کنیم مثلا چه کسی دقیق میداند سرب چرا نام یکی از بهترین فیلمهای مسعود کیمیایی شده؟اما من از خود مسعود شنیدم که چرا گوزنها را به عنوان نام فیلم انتخاب کرده است....مسعود میگفت....گوزنها حیواناتی هستند که در کودکی و نوجوانی شاخ ندارند و بسیار زشت و بد فرم هستند اما وقتی به سنین بزرگسالی میرسند همزمان با روییدن شاخ های بزرگ و پیچ در پیچ بر روی سرشان بسیار زیبا و خوش اندام میشوند و این زیبایی که با روییدن شاخهای گوزن همزمان است درست وقتی اتفاق می افتد که گوزن به دوره بزرگسالی و بلوغ کامل رسیده است...اما این دوره خطرناکترین دوران زندگی گوزنهاست چون به خاطر داشتن شاخ های بلند دیگد امکان اختفا برای انها وجود ندارد و حتی وقتی در بیشه ها مخفی میشوند شاخ های بلندشان از بیشه ها و بوته ها بیرون است به همین علت شکارچیان به راحتی با دیدن شاخهای گوزن محل دقیق سر گوزن یا قلب حیوان را تخمین زده شلیک میکنند پس این بلوغ و زیبایی باعث مرگ گوزنها میشود حال در فیلم گوزنها هم سید و قدرت که شخصیت های اصلی فیلم هستند در ابتدای فیلم که هنوز به خودباوری نرسیده اند و ان انقلاب درونی در انها شکل نگرفته است به ارامش در خانه سید پنهان شده اند و پلیس به هیچ وجه محل اختفای ان دو را کشف نمیکند اما وقتی در پایان فیلم به لطف تلقین های قدرت سید دوباره خودش را پیدا میکند و دوباره ان سید نترس شجاع و با غیرت سالها پیش میشود و حتی اصغر هرویین فروش را از پای در می اورد ناگهان بدون هیچ مقدمه چینی پلیس ها محل اختفای انها را پیدا میکنند و سید و قدرت در اوج بلوغ و رشد فکری و با سرافرازی جان خود را برای رسیدن به ارمانهایشان فدا میکنند ....اینجا هم میبینیم رسیدن به بلوغ و خود باوری که باعث زیبا شدن معنوی قهرمانان فیلم میشود باعث میشود پلیس ها که گویا همان شکارچیان گوزن هستند بدون منطق محل اختفای سید و قدرت را پیدا کرده انها را بکشند که البته بسیاری از به اصطلاح منقدین این مساله را ضعف اساسی فیلم عنوان کردند و با دست اویز قرار دادن ان سعی در خدشه دار کردن این فیلم داشتند در حالی که این بخش از فیلم بهترین قسمت فیلم بود انها مدام میگفتند چطور پلیس ها بی مقدمه و بدون دلیلی منطقی محل اختفای سید و قدرت را پیدا میکنند غافل از این فلسفه ی زیبا که کیمیایی هنرمندانه ان را به اثرش تزریق کرده بود...اری سید و قدرت انقدر بلند مرتبه شده بودند و شاخ وبرگ درخت ذهنشان که همان ارمانهایشان بود انقدر رشد کرده بود و بلند شده بود که ارتفاعش از همه ی ساختمانهای شهر بلندتر شده بود و همه جای شهر محل اختفای این دو قهرمان را میدانستند و در اینجا هم بلوغ و زیبایی معنوی باعث مرگ سید و قدرت میشود...... این بود فلسفه نامگذاری گوزنها البته با نقل قولی غیر مستقیم....

2 نوشته شده در  شنبه 1386/06/17ساعت 14:11  توسط قدرت  |